والاترين فرمان‌رواي بالكان استفان دوشان (1331 - 1355) تزار صربستان بود، كه براي‌ افزايش قدرت خود از جنگ داخلي بيزانس بهره‌ٴ تمام برد. در سال 1341 پاي‌تختش را در اسكوپليه‌1 قرار داد و خود را امپراتور صربستان‌، يونان‌، بلغارستان و آلباني خواند. او در ايپك‌، در نزديكي نِويبازار، بطريق‌نشين جداگانه‌اي تشكيل داد. به‌فرمان وي مجموعه‌ٴ قوانين تازه‌اي‌ به‌نام زاكونيك تدوين شد (1349 - 1354).
تصرف قسطنطنيه به دست سپاهيان لاتيني در 1204 و استيلايشان بر آن تا سال 1261 طوفان مرگ‌زايي بود كه فرهنگ بيزانسي پس از آن هرگز كاملاً قد راست نكرد. رهايي از دست‌ متجاوزان در سال 1261 دشواري‌هاي اقتصادي و سياسي بي‌پاياني را همراه داشت‌. به رغم همه‌ٴ اين مسايل‌، سده‌ٴ چهاردهم شاهد رونق فرهنگي چشم‌گيري بود. شايد اين رونق در زمينه‌ٴ هنري‌ بيشتر از همه بود. بي‌شك‌، نوزايي هنري سده‌ٴ چهاردهم را مي‌توان با نوزايي‌هاي سده‌هاي ششم‌ و نهم - دهم قياس كرد. آيا اين ناشي از تأثير خارجي شرقي يا غربي بود؟ شك نيست كه چنين‌ تأثيرهايي وجود داشت‌، ولي انگيزه‌هاي اصلي هميشه نوزايي‌هاي دروني‌اند. واقعيت اين است‌ كه امپراتوري پالئولوگي‌، علي‌رغم ضعف سياسي‌اش‌، هنوز از دژهاي اصلي فرهنگ در جهان‌ بود. اين فرهنگ پيش‌رو نبود، با انواع خرافات و انحرافات عجين شده بود، ولي با اين همه‌، مقام‌ معنوي والايي داشت‌.
تأثيرات شرقي محتاج توضيح نيست‌، چون قسطنطنيه هميشه بيشتر شرقي بود. تأثير غربي‌ در زمان پالئولوگ‌ها بايد از ايتاليا2 يا فرانسه آمده باشد، به ويژه از راه قبرس و رودس‌. قبرس از سال 1192 به بعد، زير فرمان خاندان فرانسوي لوسينيان (بعد از 1267، آنتيوگ - لوسينيان‌) بود. در سده‌ٴ چهاردهم‌، اين جزيره براثر بازرگاني بين‌المللي ثروت زيادي يافت‌؛3 و برخي از توانگرترين بازرگانان جهان در آن هنگام در نيكوزيا و فاماگوستا مقيم شدند، يا نمايندگي‌ داير كردند؛ تجمل و فسادِ ملازم ثروت در اين شهرها شايع بود. گفته شده است‌4 ((فرانسويان‌ توانگر با نيرنگ زمين‌هاي بارور مردم يوناني‌زبان جزيره را از چنگشان بيرون مي‌آوردند)).
مردان برجسته‌اي همچون قديس توماي آكويني (سيزدهم - 2)، گيوم دو ماشو، فيليپ‌


1 .اين نام صربي آن شهر است‌. بسياري از مردم آن را با نام تركي اسكوب مي‌شناسند. نام باستاني آن اسكوپا و مركز ايالت رومي دواردانيا بود. چون زادگاه‌ يوستينيان كبير بود، آن را يوستينياناپريما هم مي‌خواندند.
2 .در قسطنطنيه و شبه جزيره‌ٴ بالكان جامعه‌هاي پررونق جنوايي‌، ونيزي و پيزايي وجود داشت‌. اعضاي خاندان پالئولوگوس به ونيز، فلورانس و آوينيون‌ مسافرت كردند و با خانواده‌هاي شاه‌زادگان ايتاليايي پيوند زناشويي بستند.
3 .نك گزارش پرشور جان ماندويل (چهاردهم - 2).
4 .نقل قول از يك معاصر. ولي در(Sir Ronald Storrs and Bryan Justin O'Brien :Handbook of Cyprus (9 th issue, p. 20 London 1930 از آن ذكري نشده است‌.